عبودیت است .آنجا که به این صفت متصف میشود ،ممتازترین ها را در کشور جان می یابد. 

آدمی با عبودیت به اوج میرود و ملکوت به زیر می آید چرا که اوحی الی عبده

 

"عبد" را لغویون اظهار تذلل و به فرمان بودن معنا کرده اند ."طریق معبد" یعنی راه هموار که

 زیر پای راننده رام است پس فرمانبرداری و نه گفتن به غیر خدا را عبد می دانند یعنی افتخار

 بندگی را در گردن نهادن

 

بار  دیگر  آمدم  دیوانه  ‌وار      رو رو ای جان زود زنجیری بیار

غیر آن زنجیر زلف دلبرم           گر دو صد  زنجیر  آری  بردرم

 

پس عمده شرافتی که انسان دارد همین عبودیت است .تمام کائنات از جان تا جهان عبدند .

ماه عبد است زمین عبد است زمان عبد است

و آدمی در چنین رتبه بلندی قدرت انتخاب دارد .شرافت انسان به اوج می رسد از شدت این

ارتباط آنجا که فرمود:

و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون

بندگی برای حضرت حق و پرستش او منتها و غایت خلقت است.

عبادت عام  و خاص دارد .فاقم الصلوه لذکری  همان عبادت عام است که سریعا واکنش بندگی

را در انسان تقویت می کند .تطهیر میشود و ایا میتوان باور کرد که ناپاکی باقی بماند؟!

و اما عبادت خاص و آن روزه است الصوم لی و انا اجزی به

روزه مال من است و من پاداش آن را میدهم ،

بعض اهل دل پا را گامی فراتر نهاده اند و فرمودند:  و من خود جزای آن هستم .

اندرون از طعام خالی دار            تا درو نور معرفت بینی

پروردگارا ما پیدا کردیم    انا وجدنا .... کسی را که ما را کمک کند .کسی که رهنمونمان باشد

به سوی تو .همو که فرمود :

الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا. و. کفی بی فخرا ان تکون لی ربا

 

هم که برای رسیدن به تو باید از او عبور کرد که او باب الله است

بالاترین عزت و افتخار علی این است که عبد است و معبودش خداست ......

وقتی قاتلش را میدید زیر لب چیزی زمزمه می کرد و کسی نمی دانست علی - که سلام خدا بر

 او باد- چه  میگوید : ارید حیاته و یرید قتلی ...

 و ای تاریخ تو به قضاوت بنشین ..آیا تیغ سزای  پسر ابیطالب است؟...

 

اللهم بارک لی فی لقائک

به ادامه خواهیم پرداخت. 

التماس دعا