کریسمس مسلمانان!
پس از آنکه آوازه فتوای تاریخی شیخ محمد شلتوت رئیس وقت دانشگاه اسلامی مصر
در دنیای اسلام منعکس شد که جایز دانسته بود به مذهب شیعه امامیه هم، مانند
یکی از مذاهب اربعه عامه، عمل شود و آمد و رفتهای دیگر علمای مصر مانند شیخ
باقوری و ابوالمجد و غیره به ایران، روزی آقای موسی صدر در جلسه مجله مکتب
اسلام به مناسبت، گفت: خوب است حالا که آقای دوانی رابط ما و آقای بروجردی
است، برود و از ایشان تقاضا کند، تلگرافها و نامه های تاریخی که میان ایشان و
شیخ شلتوت و علمای بزرگ الازهر مبادله شده، بدهند تا در مکتب اسلام ترجمه و
عیناً درج کنیم، چون عکس العمل بسیار مطلوبی خواهد داشت.
من هم خدمت آیت الله فقید رسیدم و این تقاضا را مطرح کردم و گفتم: رفقا چنین
تقاضایی دارند تا اهل تسنن و عامه مردم بدانند میان دو رهبر مذهبی شیعه و سنی
چه اتفاقی افتاده است.
آیت الله فقید که دست بر گوش داشتند و به دقت عرایضم را گوش می دادند، یکباره
سرخ شدند و دست از گوش برداشتند و فرمودند:
« نه! شورش نکنید، این مکاتبات میان ما به طور سری بوده، بگذارید اگر خود
آنها مصلحت دانستند و مثلاً در مجله درالتقریب یا الازهر چاپ کردند، شما هم
از آنجا نقل کنید، نه اینکه بگویند یک قدم به طرف شیعه ها نزدیک شدیم و آنها
دست و پای خود را گم کرده اند، و مطلب سری را فاش نمودند.
از آنجا که آنها
مایل باشند این نامه ها و تلگرافها توسط ما منتشر شود و به اطلاع عامه مردم
برسد، نه این کار را نکنید و این تقاضا را نداشته باشید. »
سپس فرمودند:
« تجربه نشان داده است که هر وقت اقلیتی خود را به اکثریت نزدیک کرد، در آن
هضم می شود. نزدیکی ما به این آقایان و به طور کلی عامه، باید در همین حدود
باشد، شما هم از حد نگذرید که خطرناک است و روح تولی ضعیف می شود و ممکن است
نتیجه عکس بدهد.
من خواستم با این مبادلات، آمد و رفتی بین قم و الازهر باشد،
آنها بیایند از نزدیک ما را ببینید و بدانند که بسیاری از آنچه راجع به ما
شنیده اند واقعیت ندارد، بیش از این صلاح نیست و مخصوصاً شما آقایان در مجله،
مواظب این حدود باشید و از حد نگذرید. »
من آمدم و موضوع را به رفقا گفتم، آنها اکثراً نپذیرفتند و گفتند: پس این آمد
و رفتها برای چیست؟ ولی از آن موقع تاکنون تجربه نشان داده که حق با آن مرد
بزرگ دوراندیش بود نه ما جوانهای بی تجربه و افراطی آن روز.
منبع: http://www.salehin.com/fa/salehin/borojerdi/khadamat/index.htm
پدیده ی نوظهوری در میان نه تنها ایرانی های مقیم خارج از کشور، بلکه جوانان وطنی! به سرعت در حال گسترش است و آنهم برگزاری جشن های سال نو میلادی و کریسمس است . پر واضح است که آرزوی شادکامی و موفقیت زمان نمی شناسد و همیشه به جا می نماید ، اما تزیین درخت کاج و انتظار برای رسیدن سانتا (بابانوئل ) - که 360 سال از ظهورش میگذرد! - و به این مناسبت رد و بدل کردن هدایا ،امری است که اگر در بین مسلمانان عادی شود ،شایسته ی تامل است .
ایرانیان مقیم خارج از کشور ، جمعیتی قلیل را تشکیل میدهند .اگر بنا باشد به صورت نا متعارف وارد رسومات خارجیان شوند در آن هضم میشوند و از اصل آداب و رسوم و فرهنگ خویش باز می مانند.آویختن صلیب به گردن، Merry christmas گفتن و آمیختگی با دیگر آداب و رسوم مسیحیان ، رفته رفته مسلمانان را از ماهیت خویش دور کرده و در اکثریت ، حل می کند .
بدیهی است طرح این مهم به معنای کم ارج بودن میلاد مسیح علیه السلام نیست ، نقل روایت قرآنی میلاد مسیح ، دلیلی بر صدق ادعای رخ اندیشه است .
درد زاييدن مریم را بهسوی تنهء درخت خرمايی کشاند. گفت: ای کاش پيش از اين مرده بودم و از يادها فراموش شده بودم. کودک از زير او ندا داد: محزون مباش، پروردگارت از زير پای تو جوی آبی روان ساخت. نخل را بجنبان تا خرمای تازهچيده برايت فرو ريزد. پس ای زن، بخور و بياشام و شادمان باش و اگر از ميان آدميان کسی را ديدی بگوی: برای خدای رحمان روزه نذر کردهام و امروز با هيچ بشری سخن نمیگويم.(سورهء مريم آيات 23 تا 26).اينکه بهناگاه از درخت خشکيدهء نخل، خرمایِ رسيدهء شيرين فرو میريزد، بهمعجزهای تعبير میشود که با آن مژدهء ظهور پيامبری جديد داده میشود. تلخگواری دردِ گران زايمان با خرمای شيرين التيام میيابد.
مريم نوزادش را با خويش بهنزد قوم خود میآورد. در آنجاست که خويشاوندانش از او پرسشها دارند و بهپاکی و بیگناهیاش ترديد میکنند. اما او نذر کرده است که امروز با هيچ بنیبشری سخن نگويد. آنگاه مريم:«*به فرزندش [عيسی] اشاره کرد. گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوييم؟ *کودک گفت: من بندهء خدايم، بهمن کتاب داده و مرا پيامبر گردانيده است. *و هر جا که باشم مرا برکت داده و تا زندهام بهنماز و زکات وصيت کرده است. *و نيکی کردن بهمادرم. و مرا جبار و شقی نساخته است. *سلام بر من؛ روزی که زاده شدم و روزی که میميرم و روزی که ديگر بار زنده برانگيخته میشوم. *اين است عيسی بن مريم – بهسخن حق - همان که دربارهء او ترديد بود. (سورة مريم آيات 29 تا 34).
و بدين سان عيسی مسيح تولد يافت.
منبع: انتشار در: روزنامه ايران. چهارشنبه 9 دی 1383. 29 دسامبر 2004.
برای نمونه ، ایرانیان ، نوروز و هفت سین را سمبل تحول ،برکت و تازگی دانسته و آن را باشکوه جشن می گیرند که بسیار هم نیکوست .به راستی چرا از ریشه های اصیل خودمان دور می مانیم و متوسل به دیگران می شویم در حالی که از از تمسک جستن به سنت های آنان بی نیازیم؟
به امید روزی که خودمان شویم و داشته هامان سبب افتخارمان باشد.
عید میلاد مسیح ع و آغاز سال نو را به هموطنان مسیحی تبریک می گوییم.