آنی که بالای نیزه رفت وجود عینی قران نبود .آن فقط لوح و مرکب و وجود کتبی قران بود در حالیکه  امیر المومنین وجود عینی قران بود ...من قرآنم که سخن می گویم ولی افسوس ...

 

برای هر موجودی ،ارباب حکمت چهار مرتبه ی وجودی بیان میکنند .یک مرتبه ی وجودی آن همانی است که درقالب لفظ و کلام از آن موجود بیان می شود و از آن به وجود لفظی تعبیر میکنیم.

 

مثلا لفظ آب را تصور بفرمایید .در انگلیسی همان

Water

در عربی ماء ، ترکی سو و ...اما مرتبه دوم وجود کتبی آن است وقتی است که آن مکتوب میشود.

وجود ذهنی مرتبه ی سوم است  اذعان به وقتی دارد که آن را در ذهن تصور میکنیم.

وجود عینی مرتبه بعدی است وجود عینی آب ، همانی است که در دریای خزر و یا خلیج همیشه فارس وجود دارد .

 

در باب قران کریم هم این چهار مرتبه مطرح است .وجود لفظی قران زمانی جلوه می کند که قاری در قالب تلفظ آن را می خواند .فرض بفرمایید بسم الله الرحمن الرحیم سوره ی حمد با بسم الله الرحمن الرحیم سوره آل عمران با هم از نظر تفسیر متفاوت است اگر در نماز به قصد خواندن سوره اخلاص بسم الله الرحمن الرحیم گفتیم و بلافاصله نظرمان برگشت که سوره قدر را بخوانیم .این عدول جایز نیست.

 

چون بر اساس وجود لفظی ،بسم الله الرحمن الرحیم هر سوره با مضمامین همان  سوره عجین شده است .این مرتبه ی  وجود لفظی قران است.

الف ...حم... طه...

ما رمز این حروف را نمیدانیم حروف ، همان حروف عرب است ولی نمیتوان با این حروف عبارتی را آفرید که عبدالباسط بتواند آن را با صوت خودش بخواند این مرتبه از وجود لفظی قران است .

وجود کتبی قران ، در جایز نبودن لمس کردن آیات قران بدون وضوست.به قول علامه طباطبایی گاهی دو مرتبه وجودی از یک موجود حکم معارض پیدا میکنند .فرعون ، کافر است و کافر نجس است اگر  دست مرطوب آن را لمس کند ، نجاست ظاهر میشود اما مثلا در سوره مبارکه قصص :

 نَتْلُواْ عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى‏ وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

 

اینجا نمیتوان  کلمه فرعون را بدون وضو لمس کرد چرا که این مرتبه ای از وجود کتبی قران شده است.

 

وجود ذهنی قران همانی است که  کودک خردسالی حافظ کل قران است و رخ اندیشه سهم کمی از آیات قران دارد .این مرتبه به چه بر میگردد؟ نمیدانیم .بعض اهل فن  سرانجام حافظه را موثر میدانند و بس.در ذهن این کودک چیزی هست که در ذهن ما نیست .یا تصور بفرمایید سوره حمد را همه از بر میدانیم ولی سوره آل عمران را خیر ! چه چیزی از سوره حمد در ذهن ماست که از سور دیگر که از بر نیستیم در ذهن ما نیست؟

پس این مهم مرنبه ی وجود ذهنی قران است .

 

و اما وجود عینی قران : همانطور که وجود عینی اب آن چیزی است که عطش را فرو می نشاند وجود عینی قران هم ، کسی است که قران در آن فعلیت پیدا کرده است .بعضی ها قران میخوانند ، بعضی ها خودشان قرانند! انسان کامل تفسیر انفسی کتاب قران است .

 

به قول آیت الله حسن زاده آملی ، کسی را تصور کنید در بیابانی گم شده است .شب تاری است و گرگ ها به قصد او زوزه می کشند .همان نزدیکی  قلعه  ای است که میتواند ان فرد را پناهگاه باشد .

دو شخصیت متصور است کسی که با تسبیحی هزار دانه در حال ذکر است وایستاده است و  اعوذ  بالله میگوید

(که البته گرگ او را خواهد درید ) و شخصیت دوم انسان کاملی است که خودش اعوذ  می شود  و به آن قلعه (بالله )که ((کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی)) از دست گرگ ها  ( من الشیطان الرجیم) در حال دویدن است .و قطعا به امنیت خواهد رسید .

 

 و البته جای تفکر و تاملی عمیق دارد شناخت این مهم ، که ما از کدام شخصیت هستیم ؟؟؟