امروز لباس احرام پوشیدیم و آماده ی حرکت به سمت مسجد شجره شدیم .باید کم کم از مدینه دور شوم .از شیشه اتوبوس به خیابان های مدینه نگاه میکنم .احساسم میگوید باید دعایی خاص کنم و چیزی خاص تر از این بزرگواران درخواست کنم .خدایا خیر دنیا و اخرت را به برکت حسن ع (1)، علم نافع (2)را به برکت باقر العلوم ،نشاط در عبادت(3) را به برکت زینت عبادت کنندگان ،امام سجاد ،و صدق در نیت (4)را به برکت صادق آل محمد به من عنایت کن.از آل محمد بهترین ها را طلب کرده ام .سیادت و آقایی مال این خاندان است .نبی اگر هست سید الانبیا است .وصی اگر هست سید الاوصیا است ،ولی اگر هست سید الاولیا است ، شهید اگر هست سید الشهداست ، ساجد اگر هست سید الساجدین است ،نساء اگر هست سیده النساء العالمین است، خداوند دوستشان دارد ،پس چرا من کرامتشان را واسطه ی درخواستم نزد خدا قرار ندهم؟

خدایا تو آرزویم هستی و برتر از آرزویم هستی (5)،توفیق زیارت خانه ی خودت و شهر پیامبر را نصیبم کردی و حال آنکه ظرف وجود من استحقاق این عنایت را نداشته است .از فضل خود به من عنایت کردی .اری فضل توست که بر همه چیز و خواهش های من ، فزونی دارد ..الحمد لله و المنه .

به مسجد شجره رسیدیم .میقات است .احساس غریبی دارم .شاید قیامتی کوچک در حال شکل گیری است .به راستی چرا همگان ملبس به سپیدی اند و لباس زندگیشان را از تن برون کرده اند؟ دلهای منتظر دیدار حضرت دوست ،از بریدن از تعلقات تا رسیدن به حق ،زیباست.اگر با چشم حقیقت بین ببینی کاروان محترم دیگری امروز همراه با ما در میقات محرم شده اند .بزرگ این خاندان پسر فاطمه س است ،پرچم دار عباس ابن علی است ، زنان این کاروان همه کریمه اند و بعضی عقیله! مشک ها پر است و کسی تشنه نیست. دخترکان گوشواره هاشان را به هم نشان میدهند ، بدون آشفتگی به بازیهای کودکانه مشغولند.خداوند مرا دعوت کرده است و من موفق هستم که همراه با این کاروان تلبیه می گویم .لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمه لک و الملک لا شریک لک لبیک ..دعوت خداست که اجابت میشود .پروردگارا به کاروانیان محرم شده در میقات ،رویت را از ما بر نگردان ،آسمانی شدن است و دل دادن ..ذره ای شک در آن کار را خراب میکند چرا که واسطه ای بین دل و خدا نیست.خداوندا ما را آماده ی این مهمانی کن ..

نگرانم ،شرمنده و پشیمان ،شاید حس خوبیست .مقدمه ایست برای یک تحول آنهم از نوع پایدارش ..خدا کند که نگویند که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی..

حوالی ساعت 10:5 ،شب پنج شنبه است .محرم شدیم و محرم .سوار اتوبوس ها شدیم .همه مراقبند که غباری بر احرام دلشان ننشیند..


(1) ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار

(2)رب زدنی علمی و عملی و ایمانی و الحقنی بالصالحین

(3)اللهم اجعل نشاطی فی عبادتک

(4)اللهم ارزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه و صدق النیه و عرفان الحرمه ..

(5) اللهم انت المنی و فوق المنی ..